ارسال پیامک با پیش‌شماره شهرتان! (041-051-071) - اولین بار در ایران توسط ایده‌پیام مشاهده

مجله ایده پیام

روز جوان
21 بازدید
0 نظر

جوان کیست

جوان کیست؟ جامع جوانی و دغدغه‌های نسل امروز

در یک آزمایش اجتماعی جالب، از گروهی از نوجوانان، میانسالان و سالمندان خواسته شد تا سن "شروع جوانی" و "پایان جوانی" را روی یک خط زمان مشخص کنند. نتایج حیرت‌انگیز بود: نوجوانان، جوانی را از ۱۵ سالگی شروع و در ۳۰ سالگی تمام شده می‌دیدند. میانسالان، شروع را ۲۰ و پایان را ۴۵ می‌دانستند. سالمندان اما جوانی را دورانی منعطف از ۱۸ تا ۵۵ سالگی تعریف می‌کردند. این اختلاف نظر، تنها نشانه ساده‌ای از یک حقیقت عمیق‌تر است: جوانی بیش از آنکه یک بازه سنیِ جهان‌شمول باشد، یک سازه اجتماعی-فرهنگیِ پویا، نسبی و پرابهام است.

 جوان، همانی است که جامعه او را چونان پلی میان کودکی و بزرگسالی می‌بیند، منبعی از انرژی و اضطراب، پر از آرمان و سرخوردگی، با نگاهی به آینده اش.

 به مناسبت یازدهم بهمن و روز جوان، تیم ایده پیام بررسی کرده مفهوم جوان چیست و ماهیت آن از چه میگوید.

 

 سوال ریشه ای... جوان کیست؟

نگاهی تاریخی مفهوم

جوانی، به معنای مدرن آن، پدیده‌ای نسبتاً جدید است. در جوامع پیشاصنعتی، فرد تقریباً مستقیماً از کودکی به بزرگسالی گذر می‌کرد، عموماً با نشانه‌های زیستی بلوغ یا رفتار اجتماعی مشخص. انقلاب صنعتی و نیاز به سوادآموزی طولانی‌تر، "دوره نوجوانی" را به عنوان مرحله‌ای میان‌جای ابداع کرد. در قرن بیستم، با گسترش آموزش عالی، تأخیر در ازدواج و استقلال مالی، این مرحله بیشتر کشیده شد و به "جوانی" تبدیل گشت. دوره‌ای تعلیق، انتظار و آماده‌سازی که جامعه برای انتقال نقش‌ها، مهارت‌ها و ارزش‌ها به نسل بعد طراحی کرده است.

 

 از نگاه بیولوژی تا فلسفه

  تعریف بیولوژیک-رشدی، شروع با بلوغ جسمانی و جنسی (حدود ۱۱-۱۳ سالگی) و پایان با تکامل کامل قشر پیش‌پیشانی مغز (حدود ۲۵ سالگی) که مسئول قضاوت، برنامه‌ریزی و کنترل تکانه‌هاست. این تعریف، جوان را موجودی در اوج توان جسمانی، اما با مغزی در حال تکمیل مدارهای کنترل می‌بیند.

تعریف روان‌شناختی: کانون این تعریف، بحران هویت در برابر سردرگمی نقش (به گفته اریک اریکسون) است. جوان در این مرحله به سوالات کلیدی "من کیستم؟"، "به چه باور دارم؟" و "چه می‌خواهم بشوم؟" پاسخ می‌دهد. این، دوره اوج آرمان‌گرایی، کشف خود و گاه طغیان علیه ساختارهاست.

تعریف جامعه‌شناختی: جوانی، دوره گذار از نقشِ فرزند تحت حمایت به نقش شهروند مستقل (شغل، همسر، والد) است. جامعه با نهادهایی مثل دانشگاه، سربازی و بازار کار، این گذار را مدیریت می‌کند. طول و سختی این گذار، کاملاً به ساختارهای اقتصادی و هنجارهای فرهنگی هر جامعه وابسته است.

تعریف حقوقی-نهادی: مجموعه قوانین که سنین مختلف را برای مسئولیت کیفری، رأی دادن، ازدواج، رانندگی و... مشخص می‌کند. در ایران، مثلاً سن قانونی برای رأی دادن ۱۸ سال، و برای کاندیدای ریاست جمهوری ۴۰ تا ۷۵ سال است. این مرزبندی‌ها، جوان را در موقعیتی بین کودکی (فاقد مسئولیت) و بزرگسالی (دارای تمام حقوق) قرار می‌دهد.

تعریف فرهنگی-نمادین: در این دیدگاه، جوان نماد تغییر، نوآوری، انرژی و گاه تهدید برای نظم موجود است. فرهنگ عامه (موسیقی، مد، سینما) اغلب توسط جوانان تعریف و هدایت می‌شود.

 تعریف فلسفی-اگزیستانسیال: از این منظر، جوانی دوره آگاهی یافتن از گذرایی زمان، مواجهه با مرگ، و جست‌وجوی معنا در جهانی بی‌معنا است. جوان به دلیل برخورداری از "آینده‌ای طولانی"، با امکان‌های بی‌شمار و مسئولیت انتخاب‌های سرنوشت‌ساز روبروست که می‌تواند بار سنگینی ایجاد کند.

 

جوان معاصر: شهروند عصر شبکه‌ها

نسل جوان امروز متولدین اواخر دهه 1990 به بعد، معروف به نسل Z و آلفا اولین نسلی است که از گهواره با اینترنت و تلفن هوشمند بزرگ شده است. "هویت دیجیتالی" بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت آنان است. جهانی شدن فرهنگ از طریق پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تیک‌تاک و اسپاتیفای، باعث ایجاد "هویت ترکیبی" شده است، ترکیبی از ارزش‌های محلی و جذابیت‌های جهانی. جوان امروز، همزمان در چند جهان زندگی می‌کند.

 جهان فیزیکی خانه و دانشگاه، جهان مجازی شبکه‌های اجتماعی، و جهان فانتزی بازی‌های آنلاین. این چندجهانی بودن، هم فرصت است و هم منشأ سردرگمی.

 

دغدغه‌های جوان معاصر، بحران‌های روزمره

دغدغه‌های جوانان را می‌توان مانند یک کوه یخ تصور کرد: بخش کوچکی روی آب (مسائل روزمره) و بخش عظیمی زیر آب (نگرانی‌های عمیق وجودی و ساختاری).

 

 دغدغه‌های هویتی و روان‌شناختی (سطح فردی)

بحران هویت چندپاره: فشار بین "خود واقعی"، "خود ایده‌آل"، "خود نمایشی در شبکه‌ها" و توقعات متعارض خانواده و جامعه. سوال"من کیستم؟" در دریایی از انتخاب‌های بی‌پایان سبک زندگی، باورها و علایق غرق شده است.

تنهایی در انبوه جمعیت: علیرغم ارتباط دیجیتالی دائمی، احساس تنهایی و انزوای عمیق، یکی از بارزترین معضلات روان‌شناختی این نسل است. رابطه‌های سطحی مجازی، جای پیوندهای عمیق انسانی را نگرفته‌اند.

اضطراب عملکرد و کمال‌گرایی: فشار بی‌سابقه برای موفقیت در همه زمینه‌ها (تحصیل، شغل، ظاهر، زندگی اجتماعی) که توسط شبکه‌های اجتماعی تشدید می‌شود، منجر به اضطراب مزمن، ترس از شکست و فرسودگی روانی حتی در سنین پایین شده است.

جست‌وجوی معنا: در جهانی که نهادهای سنتی معناساز (ادیان، ایدئولوژی‌های کلان) برای بسیاری جذابیت گذشته را از دست داده‌اند، جوان به دنبال خلق معنا از طریق علایق شخصی، فعالیت‌های داوطلبانه، مسافرت یا تمرکز بر توسعه فردی است.

 

دغدغه‌های اجتماعی-اقتصادی (سطح ساختاری)

بحران چشم‌انداز شغلی و مالی: نسل جوان با یک پارادوکس مواجه است: با وجود بالاترین سطح تحصیلات در تاریخ، با ناامنی شغلی، قراردادهای موقت، دستمزدهای ناکافی و رکود مسکن روبروست. رویای پیشرفت از طریق سخت‌کوشی (رویای غربی) برای بسیاری رنگ باخته است.

شکاف نسلی و تعارض ارزشی: شکافی عمیق در ارزش‌ها، سبک زندگی، نگرش به ازدواج، دین و نقش‌های جنسیتی بین جوانان و والدین/نهادهای سنتی. این شکاف گاه منجر به بیگانگی، سوءتفاهم و تنش در خانواده می‌شود.

دغدغه مسکن و استقلال: دسترسی به مسکن مستقل به یکی از بزرگ‌ترین موانع ورود به بزرگسالی کامل تبدیل شده است. علاوه بر مشکلات مالی،وابستگی طولانی‌مدت به خانواده، استقلال و شکل‌گیری هویت بزرگسالانه را به تأخیر می‌اندازد.

نابرابری و احساس بی‌عدالتی: حساسیت شدید نسبت به نابرابری‌های اقتصادی، جنسیتی، قومی و فرصت‌ها. جوان امروز از طریق شبکه‌ها، بی‌عدالتی را در سطح جهانی می‌بیند و نسبت به آن بی‌تاب است.

 

دغدغه‌های کلان و فرافردی

اضطراب زیست‌محیطی و آینده کره زمین: تغییرات اقلیمی و تخریب محیط زیست، به یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های وجودی این نسل تبدیل شده است. آنان آینده‌ای نامطمئن از نظر منابع طبیعی و آب و هوا به ارث می‌برند.

نقش‌آفرینی سیاسی و محدودیت‌ها: میل به مشارکت در تعیین سرنوشت و تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی، همراه با احساس بی‌تأثیری و ناکارآمدی نهادهای موجود. این تناقض منجر به دوگانگی "سیاسی‌شدن از پایین" و "بی‌اعتمادی به ساختار از بالا" می‌شود.

سلامت روان به مثابه اولویت:  نسل جوان، بیش از هر نسل قبل، در مورد سلامت روان خود آگاهی دارد و آن را به عنوان یک اولویت اساسی زندگی می‌شناسد. انگ‌زدایی از مباحث سلامت روان، یکی از دستاوردهای مهم این نسل است.

 

دغدغه‌های جوان ایرانی در بافتاری پیچیده

جوان ایرانی، تمام دغدغه‌های جهانی فوق را با لایه‌های اضافه‌تر و عمیق‌تری تجربه می‌کند

دوگانگی میان سنت و مدرنیته: فشار برای حفظ هویت مذهبی و فرهنگی از یک سو، و جذابیت سبک زندگی جهانی از سوی دیگر. جوان ایرانی هر روز در زندگی روزمره باید میان این دو جهان مذاکره کند.

رادیکالیسم در خواسته‌ها و محافظه‌کاری در امکان‌ها: گسترش آگاهی و مطالبات (مثلاً در حوزه حقوق فردی و زنان) بسیار سریع‌تر از تغییرات ساختاری و قانونی جامعه حرکت کرده است. این شکاف، منبع عظیم ناامیدی و تنش است.

 اقتصاد پرنوسان و آینده مبهم: تورم ساختاری، بیکاری مزمن فارغ‌التحصیلان، عدم قطعیت‌های سیاسی-بین‌المللی، هرگونه برنامه‌ریزی بلندمدت را با مشکل مواجه ساخته است."فرصت" به کالایی کمیاب تبدیل شده است.

مهاجرت به عنوان یک دغدغه فراگیر: "فرهنگ مهاجرت" به یکی از مؤلفه‌های هویتی بخش بزرگی از جوانان تحصیلکرده تبدیل شده است. دوراهی ماندن (با تمام محدودیت‌ها) یا رفتن (با از دست دادن پیوندهای خانوادگی و هویتی)، یک بحران دائمی است.

 

پاسخ جوانان به دغدغه ها چگونه است؟

جوانان در مواجهه با این دغدغه‌های چندلایه، منفعل ننشسته‌اند. آنان راهکارهایی اغلب خلاقانه، گاه فردی و گاه جمعی ابداع می‌کنند:

کارآفرینی و خلق فرصت: در پاسخ به بازار کار ناکارآمد، بسیاری به سمت راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها، مشاغل آزاد (فریلَنسینگ) و خلق شغل برای خود روی آورده‌اند.

فعالیت در فضای مدنی و NGOها: مشارکت در سازمان‌های مردم‌نهاد محیط زیستی، آموزشی یا حمایتی، راهی برای تأثیرگذاری اجتماعی خارج از کانال‌های رسمی و پاسخ به نیاز معنا‌جویی.

تأکید بر توسعه فردی و سبک زندگی سلامت‌محور: تمرکز بر ورزش، مراقبه، روان‌درمانی، مطالعه و سفر به عنوان راه‌هایی برای مدیریت اضطراب و ساخت زندگی باکیفیت‌تر در شرایط دشوار.

بازتعریف مفاهیم سنتی: به تأخیر انداختن ازدواج، انتخاب زندگی بدون فرزند، بازتعریف نقش‌های جنسیتی در رابطه، و اولویت دادن به"تجربه" به جای "تملک" (مثل تجربه سفر به جای خرید ماشین لوکس).

استفاده ابزاری از فناوری: استفاده از فیلترشکن نه فقط برای سرگرمی، که برای دسترسی به اطلاعات، آموزش از طریق دوره‌های آنلاین بین‌المللی، و ایجاد شبکه‌های حرفه‌ای جهانی.

طنز و اعتراض فرهنگی: تولید محتوای طنز در شبکه‌های اجتماعی، موسیقی زیرزمینی (رپ، راک،پاپ تلفیقی) و دیگر اشکال بیان هنری، به عنوان سوپاپ اطمینان و زبان اعتراض به شرایط موجود.

 

 جوان،راه حلیست که مشکل خوانده میشود

باید این گروه را شنید و طبق تجربه و اطلاعاتشان به آنها توجه کرد،در بسیاری از نقاط جهان به آنها فضا داده میشود و جوانان بسیار خوب مدیریت را بلد هستند .

زود رنج بودنشان شاید کمی به چشم بیاید اما در نهایت پشت تصمیمات آنها حقایقی پنهان است که قابل تامل است،آنها با "زور" و "اجبار" زیاد مسیر را پیدا نمیکنند، باید به مسیر یابی آنها اعتماد کرد.

جوانی اگرچه مملو از دغدغه و اضطراب است، اما در عین حال دوره اوج انعطاف‌پذیری، خلاقیت و توانایی یادگیری نیز است. جوان، به قول شاعر، "اکسیر زمان" است.

 او آینده را نه تنها در پیش رو، که در درون خود حمل می‌کند. دغدغه‌های او، از اضطراب هویت گرفته تا خشم از بی‌عدالتی و نگرانی برای زمین، در واقع آینه تمام‌نمای بیماری‌ها و امیدهای جامعه‌اش است.

 به جای برچسب زدن به جوانان به عنوان "کم خِرَد"، "سرکش" یا "بی‌قید"، ضروری است که پیچیدگی موقعیت آنان درک شود. چالش اصلی نه برای جوان که برای جامعه بزرگسال است: آیا ساختارهای اقتصادی، نهادهای سیاسی و کانال‌های فرهنگی به اندازه کافی منعطف هستند تا انرژی و آرمان‌های این نسل را جذب کرده، به آن معنا دهند و از آن برای ساختن آینده‌ای بهتر بهره ببرند؟ پاسخ به این سوال بسیار مهم است. زیرا جوان، در نهایت، در طول این مسیر او همزمان، "خالق مسیر و مقصد" نیز هست.

شنیدن صدای او، درک عمق نگرانی‌هایش و مشارکت دادن او در ساختن جهان، تنها راه عبور از بحران‌های حاضر و حرکت به سوی آینده‌ای انسانی‌تر است.

تیم ایده پیام این روز را به تمام جوانان ایران تبریک میگوید همچنین جوانانی که در این مسیر مارا همراهی کردند.

نظرات

وبلاگ های مشابه