چرا کار عمیق کمیاب شده ؟

1
0
0
0
0
0

خلاصه ای مفصل بر کار عمیق

کتاب کار عمیق از ۲ بخش تشکیل شده

توی بخش اول کتاب در مورد این صحبت میکنه که اصلا کار عمیق چی هست و چرا انقد این کار عمیق کمیاب و گران بها شده

و توی بخش دوم کتاب میره سراغ اینکه: چطوری باید کار عمیق انجام بدیم ؟

کتاب کار عمیق اینجوری شروع میشه که :۳ دسته از آدما توی اقتصاد جدید میتونن پیشرفت کنن

کسانی که که کار با ماشین های هوشمند رو بلد هستن

کسانی که که توی کار خودشون بهترین هستند

کسانی که اصطلاحا سرمایه گذار هستن

در ادامه کتاب به دوتا از توانایی های مهم توی اقتصاد جدید اشاره میکنه

۱.توانایی ماهر شدن سریع در یک کار(یادگیری سریع چیز های سخت)

۲.توانایی تولید در سطح ممتاز چه از نظر کیفی و چه کمیتی

چیزی که باعث میشه متخصص ها از بقیه آدم ها ویژه تر باشن توانایی کار عمیق یا بهتره بگیم بازتاب تلاش های طولانی مدت در حوزه های خاص اون ها هست

کتاب میگه نابغه ها زمانی عملکرد خیلی خوبی داشته اند که تمام توانایی خودشون رو اختصاص دادن به موضوعاتی که میخواستن نشون بدن توی اون توانایی ویژه ای دارن

برای شروع کار عمیق باید توجه شما روی مهارتی که میخوایین کسب کنید کاملا متمرکز بشه (منظور از تمرکز شرایطی هست که بدون وقفه بتونید روی موضوعی دقیق بشید. تمرکزی بدون چک کردن توییتر یا حتی شنیدن صدای نوتیف گوشی)

ما برای کار عمیق باید یه سری کارهارو انجام بدیم مثلا چی ؟

  • اول اینکه یاد بگیریم کارهارو توی دسته بندی های مختلفی مثل کارهای مهم و فکری یا دشوار که نیاز به تمرکز طولانی و بی وقفه دارن دسته بندی کنیم.

  • مثلا از روش قرنطینه استفاده کنید. تا زمانی که کاری که توی این دسته بندی قرار میگیره رو هنوز تموم نکردین از قرنطینه بیرون نرید

اگه کار عمیق فرمول داشته باشه فرمولش چی میشه ؟

زمان صرف شده*تمرکز شدید=تولید کار با کیفیت

مفهموم پسماند ذهنی

  • برای آزمایشی دو گروه رو مشخص میکنن و ازشون میخوان که جدولی رو حل کنن

  • توی زمانی که گروه اول داشتن جدول رو حل میکردن ازشون میخوان که اون کار رو متوقف کنن و بیان یه سری رزومه که افراد برای استخدام به محل کار فرستادن رو بررسی کنن

  • در مورد گروه دوم اجازه دادن به صورت کامل جدول رو حل کنن و بعد برن سراغ بررسی رزومه ها

خب مشخصه که بازدهی گروه دوم به طور ملموسی بیشتر بود چون درگیر پسماند ذهنی نشدن

اصلا پسماند ذهنی چیه ؟

پسماند ذهنی: وقتی از انجام وظیفه الف به سرعت سراغ وظیفه ب میروید توجه شما بلافاصه از رفتار شما پیوری نمیکنه و بخشی از توجه و تمرکز شما توی کار قبلی میمونه

ما باید سعی کنیم عملکردمون رو به جای تیکه تیکه کردن توی وظیفه الف به حداکثر برسونیم به این فکر کنید که موقع کتاب خوندن هر ۱۰ دقیقه شما بخواین نوتیف های گوشیتون رو چک کنید یا یه برنامه نویس وسط نوشتن کدهاش بخواد یه مطلبی رو توی توییتر بخونه حتی اگه شما به این موضوع فکر کنید و انجامش ندین هم دچار پسماند ذهنی میشن که فکر میکنین وای الان چه اتفاقی خاصی توی گوشیم یا توییتر داره میوفته که من دارم جلوی خودمو میگیرم نرم سراغش

کار کم عمق قابل تکرار هست

کار کم عمق و کم ارزش به راحتی قابل تکرار هست و خب ارزشش رو توی طول زمان به راحتی از دست میده چیزی نیست که شما رو ویژه کنه چیزی نیست که شمارو متخصص اون کار بکنه. یادمون باشه کار عمیق گران بهاست و سخت. کار عمیق کمیاب هست چون ما توی زندگیمون اون تمرکز ویژه رو روی چیزی نداریم و خب حواس پرتی هزینه پنهان و گزافی داره .

با ۳.۴ ساعت کار عمیق همراه با تمرکز صدرصد یعنی تمرکز یکپارچه و بدون وقفه در ۵ روز هفته میتونید نتایج چشمگیری رو توی زندگی شخصی یا کاریتون لمس بکنید.

بذار حوصلت سر بره (اصل کمترین مقاومت)

کتاب میگه: حس عجیب ما برای جواب دادن سریع به ایمیل ها, حس عجیب ما برای جواب دادن سریع پی ام ها چک کردن اخبار و سوشال میدیا ها و البته ظهور پیام رسان های فوری چیزی هست که توانایی مغز مارو برای مقاومت در برابر فعالیت عادیش کم کرده و این اشتباه متاسفانه برای همه جا افتاده که اگه شما هر لحظه در حال جواب دادن ایمیل ها و پیام های خودتون هستین نباید فکر کنین که بهره وری شما خیلی بالا خواهد بود و خب این رفتار به مرور به شما القا میکنه که اگر مشغول کاری نباشین احتمالا بهره وری نخواهید داشت. دیدگاهی که خیلی از مدیر ها نسب به نیروهای خودشون دارن!

اینترنت برای همه ما مترادف هست با دنیایی ویژه. بخشی از کار عمیق توی جامعه به دلیل پیشرفت تکنولوژی از بین رفته و خب تقریبا عموم مردم فکر میکنن هر رفتاری که مبنی بر اینترنت باشه قطعا کار درستی هست. چیزی که این روزها زیاد میبینم این هست که خیلی ها خودشونو با این گول میزنن که دارم میرم توی تلگرام فلان چیز رو یاد بگیریم یا توی اینستاگرام آموزش میبینم. 

کار عمیق هدفمند هست.

کتاب در مورد یک فرد آهنگر صحبت میکنه که داره تلاش میکنه با دقت هرچه تمام تر یه شمشیر اصل وایکینگ رو بسازه توی این بخش نویسنده میگه: شما دارید آهنگری رو میبیند که با دقت یه شمش رو تبدیل میکنه به یه تیغه و بعد از حرارتی که به تیغه میده هر بار اونو از محفظه اتیش در میاره و تعداد زیادی ضربه با یه چکش سنگین بهش میزنه ضربه هایی که از نظر ما یه سری ضربه های تکراری و سخت پشت سر هم هستن. البته اشتباه ما دقیقا همینجاست (وقتی که از نزدیک با آهنگری سرو کار داشته باشید میفهمید که هرکدوم از ضربه ها شدت خاص خودشو دارن و به جایی خاصی زده میشن )اهنگر این کار سخت رو ۸ ساعت بدون وقفه تکرار میکنه چون باید خیلی با حوصله و دقیق چکش رو بزنه و سعی کنه با تمرکز شدید شمیشیر رو بسازه شمشیری که هر لحظه ممکنه زیر یک ضربه با شدت زیاد بشکنه .در نهایت آهنگر بعد از یک روز سخت در مورد این صحبت میکنه که از این کار چقد لذت میبره چون حس میکنه داره کاری رو انجام میده که واقعا تکرار کردنش اصلا کار راحتی نیست

مدیریت ماهرانه توجه ها

باید یاد بگیریم چی رو نادیده بگیریم و به چی توجه کنیم مغز ما جهان بینی مارو بر اساس مقدار توجه ما به مسائل مختلف میسازه

یه بیمار سرطانی هم میتونه روی اینکه سرطان بدخیمی داره تمرکز کنه و هم روی اینکه چطوری به زندگی ادامه بدم و اخر هفته رو باخوندن کدوم کتاب یا کدوم برنامه تفریحی بگذرونم

این دلیل تمامی صحبت هایی هست که در مورد انگیزه بیمار برای جنگیدن با بیماری میشه

اینکه بعضی از آدم های بیخیال معمولا خوشحال تر هستن دلیلش اینکه اونا یاد گرفتن توجه مغزشون رو ماهرانه روی چیز های بزارن که براشون مهم تر هست .

جهان ما نتجیه چیزی هایی هستن که به اونا توجه میکنیم

برنامتون چیه ؟روی نگرانی ها کم عمق فوکس کنید یا کارهای با عمق مهم تر؟اگه هنوز در مورد استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی مردد هستید کتاب میگه که این جهان یعنی جهان شبکه های اجتماعی در عین واقعیت محیط دلپذیری برای زندگی نیستن چرا چون اونجا یه محیط پر از استرس پر از داستان های نا امید کننده هست تا چیز های الهام بخش اینجوری بزارین بگیم :ویترین جذابی از حواس پرتی ها جای برای تمرکز روی موارد بیخود و منفی

کی توی چه حالی خوشحال تره

برای آزمایش از یه سری افراد خواستن که پیجر های رو دریافت کنن و توی هر لحظه از روز که پیج شدن خیلی سریع بگن در حال انجام چه کاری هستن و چه حسی دارن. بهترین زمان بیشتر افراد موقعی بود که تلاش میکردن کاری که بهشون محول شده رو به درستی انجام بدن. خب این نشون میده خیلی از ماها به اشتباه گاهی فکر میکنیم که استراحت کردن میتونه همیشه مارو خوشحال کنه و بهتره که بیشتر اوقاعت در حال استراحت باشیم تا کار کردن.زمان های آزاد ما معمولا سازمان یافته نیستن و هدر میرن

مفهموم غرق شدگی

احتمالا بیشتر آدم ها زمانی که توی شرایط غرق شدگی درون کاری هستن (تمرکز شدید)حال بهتری دارن و از خودشون بیشتر راضی هستن چون این کار به آدم حس اعتماد به نفس و توانایی خاصی میده البته محتوای چیزی که روش کار میکنیم خیلی مهم هست

عمل رفتن به غرق شدگی باعث میشه فرد زندگی رو برای خودش ارزشمند تر ببینه.

نکته جالب اینکه کتاب میخواد بعضی از شرکت ها توی تعریف های شغلی تغییری قائل بشن تا بشه نیرو ها رو به سمت غرق شدگی سوق داد چون فضاهای اداری خیلی برای کار عمیق مناسب نیستن

کار عمیق کیلید استخراج پیشرفت و به دست آوردن تخصص ویژه شما از حرفه خودتون هست

چطوری باید کار عمیق انجام بدیم ؟

روش های مختلفی برای این کار وجود دارن

  • روش اول روش روهبانی (برای دست یافتن به کار عمیق نیاز دارین خودتون رو از شر کار های کم عمق خلاص کنید یا اونو به حداکثر برسونید)

  • روش دومودی(زمان خودتون رو تقسیم کنید بخشی رو برای کار های عمیق خودتون بزارید مثلا ۳ روز هفته رو کار عمیق بکنید و ۳ روز دیگه رو برین سراغ بقیه کار های کم اهمیت تر سعی کنید توی اون ۴ روز بیشترین حد کار عمیق رو انجام بدین کمترین واحد برای این مدل ۱ روز کار عمیق هست)

  • روش زنجیره ای :باید سعی کنید این توانایی توی شما به وجود بیاد که بتونید کارهای سخت و عمیق رو به طور مستمر انجام بدین

  • تلاش کنید کار عمیق رو برای خودتون به صورت یک عادت منظم و مستمر در بیارین

  • روش روزنامه نگاری:در هر زمانی که میتونید کار عمیق رو با زمانبندی روزانتون هماهنگ کنید این روش معمولا برای افراد تازه وارد توصیه نمیشه میگید چرا ؟کتاب مثال روزنامه نگاری رو میزنه که در حال کار روی کتاب جدیدش هست و هروقت اراده میکنه از حالت عادی سوییچ میکنه روی اینکه بره توی کار عمیق و دچار پسماند نمیشه چرا ؟ چون این فرد بخاطر حرفه ای بودنش توانایی تغییر سریع از حالت کم عمق رو به حالت عمیق داره.این نیاز به این داره که شما یک کاری که میکنید کاملا اعتقاد دارید و میدونید قطعا با کار عمیق به موفیقت تضمین شده دارین نزدیک میشین و خب اعتماد به نفسش رو دارین چون سالها کار عمیق رو تمرین کردین و ازش جواب گرفتین

عمق در دنیای کم عمق

همه ما تمایل شدیدی به تغییر توجه خودمون از سطح کار عمیق به کار های بی ارزش داریم

تمایل به استراحت

تمایل به سراغ اینترنت رفتن

ما باید تو طول روز همش با این عادت ها بجنگیم و کیلید نجات ما چی هست ؟ایجاد عادت کار عمیق

که منجر میشه به بالا بردن مقدار کار عمیق ما به مرور زمان

باید سعی کنیم اولویت انجام دادن کارهای عمیق رو قبل از شروع روز کاریمون یاد بگیریم یا بالعکس قبل از روز کاری سعی کنید تا جایی که در توانتون هست کار های کم عمق رو انجام بدین که توی طول روز دست و پاگیر شما نشن

کار عمیق چطوری به دست میاد ؟

راه بهترین کمدین شدن اینکه بهترین جک ها رو توی جیبتون داشته باشین و راه ساختن بهترین جک ها نوشتن هر روزه کلی جک هست و استمرار توی این کار. مشخص کنید که برای انجام یک کار عمیق چقد حاضر هستید تعهد بدین ؟

مثلا ۳ بار در بار به صورت ۹۰ دقیقه برنامه ریزی کنید که کار عمیق بکنید

بعضی از مشاغل به شما اجازه نمیدن که به صورت مستمر کار عمیق کنید یعنی مثلا ۳ روز پشت سر هم که خب شما باید سراغ همون روش ریتمیک برید. تلاش کنید کار عمیق رو برای خودتون به عادت تبدیل کنید چیزی شبیه به ۵ تا ۱ ساعت در روز یا همون ۳ تا ۹۰ دقیقه

منتظر الهام نمونید قرار نیست چیزی به شما الهام بشه تا کاری رو بکنید باید خودتون در راستای کار عمیق قدم بردارید ذهن های خلاق بزرگ مثل هنرمند ها فکر میکنند.

کجا, چه مدت و چطوری کار میکنید

برای خودتون یه سری شرایط خاص بزارید مثلا گذاشتن گوشی روی حالت پرواز رفتن به جایی که اعضای خونواده برای کارهای پیش پا افتاده دنبالتون نمیان یا مشخص کنید که توی این مدت کار عمیق باید چند صفحه از کتاب رو بخونید یا چقد از این مبحث رو یاد بگیرین یا چقد کار رو جلو ببرین یا اگه دارین مقاله ای مینویسین خودتون رو الزام بدونید به اینکه که مثلا ۲۰۰۰ کلمه بنویسید .سعی کنید خودتون رو برای کار عمیق حمایت کنید مثلا چطوری؟یه لیوان قهوه برای خودتون آماده کنید و سراغ کار برید ,ملزومات کار عمیق رو برای خودتون آماده کنید مثلا آماده کردن لوازم تحریر مورد نیاز برای کار روی مقاله یا وعده یه تغذیه خوب به خودتون

چرا جی کی رولینگ برای شروع آخرین کتاب هری پاتر هزینه یه هتل گرون قیمت رو داد

جی کی رولینگ داشت تلاش میکرد که آخرین نسخه از کتاب هری پاتر رو بنویسه ولی بعد از یه مقدار تلاش کردن توی خونه موفق به این کار نمیشه بلند میشه میره بیرون توی یه هتل گرون قیمت یه اتاق اجاره میکنه و اونجا تلاش میکنه به نوشتن و خب نظر خودش در مورد اون روز چی بود: بعنوان روز اول نویسندگی همه چیز خوب پیش رفت

تغییر بنیادین در محیط که هزینه گرونی هم برای جی کی رولینگ داشت با هدف حمایت از کار عمیقی که بهش نیاز داشت انجام شد. این کار باعث میشه اهمیت درک وظیفه برای شما دو چندان بشه و جلوی غریزه ذهنی شما برای پشت گوش اندازی رو کم کنه چون شما حس میکنید من برای این کار هزینه کردم یا یه کار غیر عادی انجام دادم در نتیجه باید این کار انجام بشه وگرنه پول وقت یا هرچیزی که شما برای شروع این کار عمیق هزینه کردین بیهوده از بین رفته

باید ببینید کجا میتونید برید برای ازلت نشینی خودتون

بیل گیتس معمولا هفته های ازلت نشینی خودش رو داره یک هفته توی قرنطینه برای کار روی مسائلی که نیاز به کار عمیق دارند

یا کتاب مثال نویسنده ای رو میاره که حاضر میشه برای نوشتن کتابش یه بیلیط رفت و برگشت ۳۰ ساعت از شهر خودش توی آمریکا به توکیو بگیره و موقعی که توی ارتفاع ۳۰ فوتی هست دور از هر چیزی که حواسش رو پرت میکنه، تلاش میکنه کتابش رو توی مسیر رفت و برگشت بنویسه

خودتون رو توی جایی که میتونید عمیق بشید

زندانی کردن خودتون توی یه اتاق

دادن پول اجاره یه اتاق هتل

سفر با هواپیما به توکیو و پرداخت پول بیلیط

تلاش کردم بتونم کلیاتی از کتاب رو بهتون منتقل کنم حجم مطالب مفیدکتاب واقعا بیش از اندازه بو و من تقریبا نزدیک به یک ماه هست که سعی میکنم هی کار عمیق بکنم تا خلاصه این کتاب رو جمع بکنم ولی واقعا نمیشد همه کتاب رو بیارم توی این متن .به هرحال امیدوارم مفید باشه براتون. برای من که واقعا اینجوری بود حداقل بعداز آشنایی با این کتاب خیلی بهتر به رفتار خودم تور روابط کاریم فکر کر کردم وبعضی از تکنیک هارو هم ازشون جواب گرفتم

به هر حال امیدوارم که براتون مفید بوده باشد.

طراحی شده توسط واحد طراحی و توسعه وب ایده .لطفا به جای کپی برداری ! دانلود کنید